تبليغاتX
مصباح ::جهاد مجازی::

مصباح ::جهاد مجازی::

نشریه طلاب حوزه علمیه امام خمینی(ره)- اهواز

برجسته ترین بُعد دفاع از دین، حمايت از نظام اسلامی است


 آیت الله سید احمد خاتمی، عضو هیئت رییسه مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران، در چهارمین کنگره عاشورا پژوهی که در تالار فردوسی اهواز برگزار شد، با بیان این مطلب گفت: ولایت مداری، غیرت دینی و امر به معروف و نهی از منکر، بصیرت، وفاداری و پایبندی به ارزش های الهی، ایثار، فداکاری در راه خدا و... از جمله عناصر زندگی ساز نهضت سید الشهدا می باشد که از ابتدا تا پایان این نهضت بزرگ الهی، عنصر دفاع از دین موج می زند.

وی با بیان اینکه پیدایش اسلام توسط نبی اکرم(ص) و حفظ و بقای آن توسط سالار شهیدان انجام شد، تصریح کرد: برای حفظ دین باید به نقش دین در زندگی انسان توجه کرد و دانست دین مایه حیات و زندگی انسان است که به آدمی معنا می دهد و بدون دین بیگانه ای بیش نیست از این رو دین نه تنها در حاشیه بلکه در متن زندگی انسان قرار دارد.

وی با اشاره به اینکه بدترین ضربه وارده به اسلام از آغاز، بیان تفسیرها و قرائت های غلط و مختلفی است که از دین شده، خاطر نشان کرد: بیان تفسیرها و قرائت های نادرست و مختلف از دین برای به انزوا کشیدن و انحراف اسلام ناب محمدی(ص) مطرح شده، از این رو دینی مایه حیات است که مفسران آن در حقیقت فرزندان اسلام و قرآن یعنی امیرالمؤمنین(ع) و اباعبدالله الحسین(ع) باشند و به تناسب روز تنها تفسیری که مقام معظم رهبری از خط امام راحل(ره) بیان می کنند که برخاسته از خط ولایت فقیه است، معتبر و قابل قبول می باشد.

آیت الله خاتمی، با اشاره به اینکه همه کسانی که می خواهند علمدار دین باشند، باید به چهار وظیفه دین پژوهی، اقامه در دین، استقامت در دین و دفاع از دین عمل کنند، اذعان داشت: فهم در دین از طریق مطالعه کتاب و سی دی های سالم دینی و شرکت در کلاس های تفسیر اسلام شناسان واقعی حاصل می شود؛ دین باید در همه عرصه های فردی، اجتماعی، سیاسی، خانوادگی و... انسان ها حرف اول را بزند و با حمایت و دفاع و استقامت در راه خدا ماندگار می ماند.

وی اضافه کرد: در سی و یکمین فجر انقلاب اسلامی نگاه ما به انقلاب تنها نگاه به یک حکومت نیست بلکه آرمان و آرزویی است که پیشینیان ما حسرت آن را داشتند و به آن نمی رسیدند؛ خواب و خیال دیروز، امروز تحقق یافته و نظام دینی شکل گرفته و قانون اساسی و سیستم حکومتی ما در عصر حاضر اسلامی و دینی شده است.

وی با بیان اینکه امروز بزرگترین مصداق از دین، دفاع و حمایت از نظام اسلامی در همه عرصه هاست، تأکید کرد: یکی از این عرصه ها راهپیمایی 22 بهمن است که جلوه برخواسته از نظام اسلامی ماست؛ دشمنان می خواهند که مردم همراه انقلاب نباشند اما به فضل خدا خواهید دید که در روز 22 بهمن سیل خروشان مردم آنچنان به صحنه می آیند که جهانیان را همانند 9 دی، مات و مبهوت می کند.

امام جمعه موقت تهران، دفاع از نظام اسلامی را دفاع از آرمان های سید و سالار شهیدان دانست و افزود: تخریب نظام اسلامی بزرگ ترین خیانت به امام حسین(ع) است و نمی توان دم از عاشورا و اباعبدالله(ع) بزنیم و همراه با یزیدیان در رویارویی با نظام اسلامی قرار بگیرد، بنابراین باید مرزها را در این خصوص روشن و مشخص کنیم.

وی به انجمن الحادی پادشاهی ایران اشاره کرد و ادامه داد: رییس این انجمن در ماهواره دین، خدا، پیغمبر و... را به تمسخر می گیرد و هواداران آن حسینیه شیراز را منفجر کردند و قصد داشتند در مدرسه فیضیه قم بمب گذاری و در نمایشگاه کتاب سال گذشته گاز خردل منتشر کنند، اما نتوانستند و در عاشورای روز عاشورا نیز دست داشتند و تخریب، اختشاش و به هم ریختن جامعه کار آنهاست تا از این طریق چهره دین را خدشه نمایند ولی بدانند که نظام اسلامی ما، نظام مستحکمی است و از اعتراض هیچ ابایی ندارد.

وی برترین دفاع از دین را دفاع از نظام اسلامی و بدترین منکر را تخریب نظام اسلامی عنوان کرد و اظهار داشت: امروز دفاع و همراهی با ولایت فقیه در جهت آرمان های دینی، دفاع از دین است و تنها حنجره ای که در عرصه دین طنین صداش جهان گیر است، ولایت فقیه است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/11/21ساعت 17:9  توسط جمعی از طلاب  | 

مراسم سالگرد شهید خندان

محمد رضا حقیقی و برادر شهیدش محمود رضا حقیقی

 

سخنران: حجت الاسام والمسلمین حاجتی

مداح: حاج صادق آهنگران

زمان: چهارشنبه ۲۱/۱۱/۸۸ بعد از نماز مغرب و عشاء

مکان: کوی انقلاب، خیابان شیخ بهای شمالی انتهای خیابان شرف، مسجد قائمیه

 

مراسم ویژه برادران

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/11/18ساعت 11:3  توسط جمعی از طلاب  | 

امام خمینی برای چه چیزهایی قسم خورده است؟

 

وقتی دیگران حقیقتی را تکذیب و یا مورد تردید قرار می­دهند انسان مجبور می­شود قسم یاد کند. البته بخاطر کراهت ابتدایی قسم، وقتی یک مرجع تقلید قسم می­خورد حتمن مساله­ی خیلی مهمی باید باشد. من هم قسم­های جلاله­ی امام خمینی را جمع کردم تا ببینم دغدغه­ی امام خمینی اثبات چه چیزهایی بوده است.

اسلام حقیقی:  والله اسلام تمامش سياست است.  صحيفه نور ج1 ص65 تاريخ:1343/1/21

قیام برای اسلام:  خفه بشويم قرآن ما را بفروشند و خفه بشويم والله گناهكار است كسي كه داد نزند‚ والله مرتكب كبيره است كسي كه فرياد نكند (گريه شديد حضار).صحيفه نورجلد 1 صفحه 105 تاريخ  1343/8/4

اسراییل: چرا اغفال مي­كني ملت را والله اسرائيل به درد تو نمي­خورد‚(خطاب به شاه)صحيفه نور ج1ص56 1342/3/13

اختناق زمان طاغوت: با زور يك مملكتي را مي­خواهيد اداره كنيد والله با زور نمي­شود. ج1ص99 تاريخ 1343/6/18 آقا اينقدر با عواطف ملل مخالفت نكنيد‚ والله مضر است.(خطاب به شاه) ج1 ص77  1343/2/25  

اهمیت وحدت: سيلي به صورت اولاد من زد‚ والله تعالي راضي نيستم در مقابل او كسي بايستد دفاع كند‚ راضي نيستم. من مي­دانم‚ مي­دانم كه بعضي از افراد يا به جهالت يا به عمد مي­خواهند تفرقه ایجاد کنند. جلد1 ص81  تاريخ 1343/2/25

شجاعت قیام:  الحمدالله تعالي‚ و الله تا حالا نترسيده ام.   صحيفه نور ج1 ص72  تاريخ 1343/2/25

سلامت اقتصادی مسئولین والله خدا مي­داند كه اينهايي كه الان گرفتار هستند‚ اين وزير كشور كه اينجا نشسته گرفتار است الان‚ نه اينكه نوا دارد‚ بي­نواست. رئيس جمهورش همين­طور‚ مجلسش هم همين­طور و دولتش هم همين­طور‚ صحيفه نور ج17 ص234 تاريخ: 1362/1/21

اسلام سکولار: اي علما ساكت ننشينيد‚ نگوييد الان مسلك شيخ رضوان الله عليه‚ والله شيخ اگر حالا بود تكليفش اين بود. صحيفه نور ج1 ص12 تاريخ: 1341/1/10

فتنه های انقلاب اسلامی (تحمیل نخبگان به امام خمینی): و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما (منتظری) مخالف بودم، ولي در آن وقت شما را ساده‌لوح مي‌دانستم كه مدير و مدبر نبوديد ولي شخصي بوديد تحصيل‌كرده كه مفيد براي حوزه‌هاي علميه بوديد و اگر اين گونه كارهاتان را ادامه دهيد مسلما تكليف ديگري دارم و مي‌دانيد كه از تكليف خود سرپيچي نمي‌كنم. و الله قسم، من با نخست‌وزيري بازرگان مخالف بودم ولي او را هم آدم خوبي مي‌دانستم. و الله قسم، من راي به رياست جمهوري بني‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذيرفتم. صحیفه نور جلد۲۱ ص۳۳۰  تاریخ ۶۸/۱/۶

پی­نوشت: البته امام راحل چندین بار هم برای جامعه­ی مدنی، دموکراسی، گسترش NGOها و مهم نبودن مساله فلسطین(!) قسم یاد کردند که بزودی توسط موسوی و یا بیت نوه­ی امام منتشر خواهد شد!

+ نوشته شده در  جمعه 1388/11/09ساعت 13:44  توسط جمعی از طلاب  | 

کندوکاوی درباره نگاه ابزاری از دانشجو

فضای داخلی دانشگاه شور و شعور دانشجویی همواره مورد توجه محافل داخلی و خارجی قرار داشته است. به عبارت دیگر، دانشگاه و دانشجو نقش اثرگذاری را در موضوعات و مسائل روزجامعه ایفا می کنند و از این منظر جایگاه قابل توجهی درنقد و بررسی سیاستگذاری ها و برنامه ریزی ها به خود اختصاص داده اند.

طی ماه های گذشته و اخیر دانشجو و دانشگاه به کانون توجه رسانه ای از یک سو و مسائل سیاسی از دیگر سو تبدیل شده است. هریک از رسانه ها با توجه به خط مشی خود کوشیده اند تا با بزتعریف دوباره حوادث اثرگذار دانشجویی قبل از انقلاب و نقش آنان در سه دهه اخیر، بار دیگر ضرورت های حضور آگاهانه و متعهدانه دانشجو را در تعاملات جامعه یادآوری کنند و البته متأسفانه برخی از نشریات نیز همسو با نگاه بیگانگان به دانشجو به مثابه ابزاری برای پیشبرد برنامه ها و اهداف جریانات خاص و عموما مطرود و منزوی نگریسته در این باب قلم فرسایی کرده اند.

اما نگاه محافل سیاسی نیز قابل تأمل است، جریانات ناکام انتخابات اخیر در نشست های پنج شنبه شب های خود در اطراف حرم مطهر حضرت امام(ره) و همچنین محافل سعادت آباد و... در حالتی طلبکارانه و نگاهی ابزارگونه از بی توجهی قشر دانشجو به رفتار و گفتار افراطی خود انتقاد کرده و در گفتار خود انتقاد کرده و در گفتار خود به دانشجویان اهانت می کنند.

این نگاه مسموم و غربگرایانه مدتهاست که دانشجو و دانشگاه را دنبال میکند و به انحای مختلف می کوشد شاید توجه دانشجویان را به خود جلب کرده و برنامه هایی را در به اصطلاح برون رفت از فضای کنونی جامعه اجرا کنند. همچنان که سران به اصطلاح اصلاح طلب به صراحت دانشجویان را پیاده نظام برنامه های خود معرفی کردند.

این واقعیت همچنان وجود دارد که برخی جریانات سیاسی همسو با نگاه و اراده بیگانگان در تلاشند تا طیف آگاه، فهیم و آینده نگر دانشجو را با برنامه های مقطعی و بعضا چالشی خود همراه سازند و البته نتیجه آن به راحتی قبل پیش بینی است. همچنان که پس از حضور بر مسند قدرت اجرایی در سالهای 76-84 تنها نامی از دانشجویان باقی ماند و هنوز فضای دانشگاه و اذهان دانشجویان متأثر از رفتار انحصارگرایانه و مستبدانه جریانی موسوم به دوم خردادی هاست.

اگرچه دانشجویان با رویکرد به تجربه گرانسنگ چگونگی برخورد سران جریان به اصطلاح اصلاح طلب با خود، هوشیارانه و آگاهانه ادعاهای آنان را مرور می کنند و کمتر به رفتار و گفتار آنان توجه نشان میدهند اما هیاهو و شانتاژ آفرینی های VOA  و BBC همراه با مظلوم نمایی و ادعاهای جریان ناکام انتخابات بزرگ سال 88 واقعیتی را آشکارتر میکند و آن اینکه جریانات مشکوک سیاسی ذره ای به نیازها، توقعات و ضروریات فضای دانشگاه و دانشجو- یعنی تربیت اسلامی مدیران و نخبگان آینده نظام و انقلاب – اعتقادی ندارند و بلکه دانشگاه و دانشجو را ابزاری موثرتر از دیگر ابزارها برای رسیدن به قدرت میدانند و بس.

مروری بر ایام گذشته موید این نکته است: تلاش برای کشته سازی، تعطیلی کلاس ها با ایجاد درگیری و ایجاد فضای رعب و وحشت با هدف سوء استفاده از آن در مناسبتهای آینده، قهرمان سازی از بازداشت شدگان و معترفان به خیانت به آرمانهای نظام و انقلاب از جمله محورهای اصلی اخبار جلسات شبانه و سحرگاهی مدعیانی است که همسو با غرب و غرب باوران برای تحریک بیشتر دانشجویان علیه نظام و انقلاب ساعت ها به شور و مشورت می پردازند!

از سوی دیگر، بررسی روند انتشار مطلب و اخبار در سایت های اینترنتی همسو با جریان ناکام انتخابات اخیر نشان میدهد که این گروه از شبه رسانه ای ها میکوشند با اجرای تاکتیک "کلی گویی" ، "اطلاع رسانی قطره چکانی" ، "شایعه پردازی" ، "دروغ بزرگ" ، جریان دانشجویی را به گونه ای مواج سازند شاید در این موج سازی فرصتی را برای احیای دوباره خود فراهم آوردند که برگزاری تجمعاتی با افرادی کمتر از انگشتان دو دست واقعیت موجود جامعه را فراروی تئوریسین ها و نظریه پردازان جریان مدعی قرار داده است.

بنابراین، باید با دانشجو در شناخت بیشتر زوایای پنهان نگاهی که طی سالهای اخیر دنبال اوست، همراه شد و این همراهی از جمله وظایف مسئولان و رسانه های متعهد نظام است.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/11/09ساعت 10:3  توسط جمعی از طلاب  | 

اطلاعیه

از دو روز پیش تا به الان نشریه سیاسی-اجتماعی مصباح مورد حمله هکرهای اینترنتی قرار گرفته و به مدت 4 ساعت هک شد! این شانزدهمین حمله اینترنتی است که گروهی موسوم به "فداییان سبز پوش" آنرا به عهده گرفت. اما با همت سپاه سایبری ایران این وبگاه با تمام اطلاعات وارد شده در آن پس گرفته شد که جا دارد از مسئولین ذیربط کمال تشکر و قدردانی را بنماییم.

 

مدیر مسئول نشریه اینترنتی مصباح: محمد مصطفی.ه

+ نوشته شده در  جمعه 1388/10/25ساعت 16:27  توسط جمعی از طلاب  | 

جوابیه

در یکی از نظرات خوانندگان محترم به نام "علی"، به این نشریه می خوانیم:

"مردم آزادی و آزادگی و شرافت و صلح و مهربانی و عدالت و یکرنگی میخواهند . دوران قمه به دستان و جانیان و متجاوزان گذشته است . کسانی که به جوانان مرز و بوم در زندانهای حکومت اسلامی تجاوز می کنند و شکنجه و قتل روا می دارند . کسانی که با خودروهای قوای نظامی مردمان را له می کنند چگونه داعیه حکومت علی (ع) را دارند . بیدار شوید ! به وجدانتان رجوع کنید و ببینید چه کسانی یزیدیند و چه کسانی پیرو حقیقی نهج البلاغه و وصایای علی (ع) به مالک اشتر . به خاطر مطاع زود گذر دنیا و قدرت چشمانتان را بروی حقیقت و انسانیت و شرافت مبندید . اگر خداوند اعتقاد دارید از سرنوشت شوم بترسید و ببینید در تاریخ چه آمد بر سر مستبدان و جنایتکارانی که هر عصری در پوشش خاصی بودند به اقتضای همان زمان. الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم . عوامفریبی تا کی و تا کجا . مردم بیدار شده اند . گروههای اندکی که بتوان با تحریک احساسات دینی آنها شرافت و آزادگی ملتی را سرکوب کرد گذشته است . همراه شو عزیز . تا کی می خواهید حقیقت را فدای مصلحت !!!!! کنید . باز کنید چشمانتان را و ببینید چگونه حقیقت را به قربانگاه می برند ."

خدمت این دسته از خوانندگان محترم نشریه مصباح میرساند که؛ شما از کدام مهربانی و عدالت صحبت می کنید؟ مهربانی و عدالتی که باعث شد در تهران آن آشوب ها و آن بلواها راه بیفتد و هتک حرمت سیدالشهداء(روحی و ارواح العالمین له الفداء) بشود؟ از کدام همراهی سخن می گویید؟ از همراهی با جنبشی که امثال رژیم ملعون و منفور صهیونیستی از آن حمایت می کند؟ یا از جنبشی که رسانه اش BBC.Persian است؟ هیهات آقای محترم! شما از این گفتید که دوران تحریک احساسات دینی گروه های اندک!!!! گذشته؟ لابد این مثل را بلد هستید که خواب را میتوان بیدار کرد اما خوابزده را هرگز!!! حماسه میلیونی مردم در  9 دیماه را حرکت احساسی گروه های اندک خواندید؟ واقعا برای شما متاسفم... نیروهای دولتی که شما از آنان یاد میکنید اولا برای این بودند که شما و امثال شما تهران را به گند نکشانید، ثانیا همان جوانان حامی این جنبش حیف سبز-شما بخوانید اراذل و اوباش- ماموران دولتی جمهوری اسلامی ایران را مورد عنایت مشت و لگد خویش قرار داده اند...و آخرین کلام این است: در خانه اگر کس است یک حرف بس است...

+ نوشته شده در  جمعه 1388/10/25ساعت 14:22  توسط جمعی از طلاب  | 

متن سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین شیخ زکی پور در مسجد اعظم اهواز؛ در مورد تبیین جنگ نرم و عقبه های

۱۴/۱۰/۱۳۸۸

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و مولانا ابی القاسم محمد، صلی الله علیه و آله وسلم و علی آله الطیبین الطاهرین. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقده من لسانی یفقهو قولی.

تابع بحث دیروز تا حدی ماهیت جنگ نرمی که شروع شده است در نقطه مقابل انقلاب اسلامی و نظام مقدس اسلامی برای ما روشن شده است. و در یک جمله به این جمع بندی رسیدیم که جنگ نرم برانداز محصول و نتیجه ی اندیشه ی اساتیدی است که در طول دوران سی ساله پس از پیروزی با آن تفکرات غیر اسلامی مخصوصا در حوزه علوم انسانی، تئورسین هایی را تربیت کردند که آن تئورسین ها و نظریه پردازها امروز شده اند فرماندهان و سران جنگ نرم و همینطور فرماندهان عملیاتی جریان فتنه در این ایام و در این روزها. بعد رسید که حوادث این روزها، ریشه در 2 خرداد تنها ندارد، بلکه 2 خرداد خود، ریشه در حوادثی دارد که از قبل از پیروزی انقلاب در متن جامعه ی  ما در میان نیروهای اهل فکر و نخبه شکل گرفته و آن داستانی بود که در واقع مربوط می شد به جریان انقلاب فرهنگی و تلاش علمای ربانی و علمای بصیر برای اسلامی کردن علوم انسانی از یک سو، و مقابله جدی مخالفین این نظریه از سوی دیگر که از سال 58 با رهبری و محوریت دکتر سروش شکل می گیرد. یکی از عزیزان طلاب دیروز بعد از جلسه سوالی فرمودند، خیلی سوال خوبی بود و پاسخ هم دادند، و آن اینکه عقبه ی  این جریان غیر دینی به رهبری دکتر سروش پس از پیروزی انقلاب، عقبه ی  این جریان قبل از پیروزی انقلاب در واقع از چه قرار بوده است؟ خود ایشان هم اشاره کردند به این مطلب که عرض می کنم.

واقع مطلب این است که این جریان در واقع روشنفکری به اصطلاح دینی اما در واقع التقاطی و غیر ناب ، این داستان از بدو پیروزی انقلاب در جامعه اسلامی شکل نگرفته، بلکه قبل از پیروزی انقلاب یک همچو جریانی در جامعه ی  ما بوده است. البته اگر بخواهیم به دوردست ها بپردازیم باید منشأ آن را در جریان مشروطه و قبل از انقلاب مشروطه و مسأله ی  دارالفنون بیابیم. اما در دوران معاصر ما یعنی در دهه 40 و دهه ی  50، عقبه ی این جریان مربوط می شود به جریان دکتر علی شریعتی. شما ملاحظه بفرمایید، خواهش می کنم خوب دقت کنید، جریان دکتر شریعتی؛ قبل از پیروزی انقلاب یک جریان تأثیر گذار بوده است در سرزمین اندیشه و تفکر نسل جوان آن روز بخصوص قشر دانشگاهی. دکتر شریعتی به عنوان یک روشنفکر به اصطلاح مذهبی و دینی می آید و عمدتا از کرسی حسینیه ی ارشاد سخنرانی هایی را آغاز     می کند؛ سخنرانی های او تبدیل به نوار و کتاب می شود و بصورت قابل توجهی رواج پیدا می کند در میان قشر دانشگاهی وجوان ، وبعد از قشر دانشگاهی حتی به دبیرستان ها و دانش آموزها هم اثر گذار بوده، اما می دانید که تفکر دکتر شریعتی، یک تفکر نابی نبود، یک تفکر التقاطی بود. ایشان متخصص در علوم اسلامی نبود، اگرچه دو کتاب ایشان دارد که عنوانش هست و اسم کتابش هست اسلام شناسی! یک اسلام شناسی نوشته است که در تاریخ اسلام است که چاپ طوس است و معروف شده است به اسلام شناسی طوس؛ و یک اسلام شناسی دیگر دارد که یازده درس ایدئولوژی اسلام است که در حسینیه ی ارشاد ظاهرا ایراد کرده. اگرچه به عنوان اسلام شناس ایشان ورود پیدا کرده و این دو اثر را به اصطلاح ارائه کرده اما در حقیقت دکتر شریعتی اسلام شناس نبود. تخصص ایشان نهایتا در رشته ی جامعه شناسی بوده و نزد اساتید و متخصصین مربوطه در خارج، در دانشگاه سوربن فرانسه آنجا شاگردی کرده و چیزهایی یاد گرفته؛ اصطلاحاتی را یاد گرفته؛ بعد آن اصطلاحاتی را که یاد گرفته، آمده در ایران می خواهد با لعاب مذهبی از آنها معجونی درست کند وبه خورد جامعه و نسل جوان دانشگاهی بدهد. یعنی مجموعه ی اندیشه ی دکتر شریعتی معجونی است از اسلام و غرب، از اسلام و غیر اسلام، از اسلام و تفکرات غربی و گاهی اوقات از اسلام و تفکرات شرقی مارکسیستی!

مثلا دکتر شریعتی یک کتابی دارد به نام ماشین و ماشینیسم؛ در آنجا می خواهد تحلیل کند شرایط اجتماعی روزگار خودش را، از یک معادله و فرمولی استفاده می کند که در واقع ملاک و مبنای تحلیل تاریخی- اجتماعی مارکسیست هاست که تاریخ را به چند دوره تقسیم می کنند. به قول خودشان از بورژووازی اولیه و فئودالیته و سرمایه داری و سرواژی بازی و چه و چه تا برسد به دوران سوسیالیستی و کمونیستی و اینها. این بنایی قرار می دهد و بعد به تحقیق شرایط اجتماعی و فرهنگی روزگار خود می پردازد. ملاحظه  میفرمایید که مثلا در اینجا شریعتی آمده است و مارکسیست را قاطی کرده با تفکرات خودش به عنوان یک روشنفکر دینی. در جای دیگری تفکرات غربی متأثر است و در یک کلام تفکر دکتر شریعتی تفکر ناب نبود، یک تفکر التقاطی بود. اجازه بدهید در این رابطه من چند نکته از بزرگان نقل بکنم؛ عرض شود که در سالهای 62 -63 بود، در فیضیه یک همایشی بود به مناسبت بزرگداشت فکر کنم شهید مطهری- رحمه الله علیه-  عنوانش هم الان دقیقا یادم نیست، حضرت آیت الله امامی کاشانی- حفظه الله – سخنرانی میفرمودند ایشان یک خاطره و یک نقل قولی کردند که خیلی روشن کننده و گویا بود. ایشان فرمودند، مرحوم علامه طباطبایی قبل از انقلاب بیمار شدند، چشمشان بیمار شد، برای معالجه ضرورت پیدا کرد که به خارج از کشور بروند و مقدمات سفر را عمدتا گویا شهید مطهری فراهم کرده بود، بعد شهید مطهری این داستان را برای آقای امامی کاشانی نقل کرده بوده، از خود شهید مطهری نقل می کنند آقای کاشانی؛ یعنی من این مطلب را که الان عرض می کنم خدمت شما به یک واسطه از شهید مطهری دارم نقل می کنم؛ واسطه هم آیت الله امامی کاشانی؛ عالم عادل و بزرگوار. آقای امامی کاشانی فرمودند که شهید مطهری برای ما نقل کرد: ما وقتی می خواستیم برویم در معیت استاد علامه ی طباطبایی برای معالجه ایشان به خارج، فکر کردیم خب فرصت خوبی است، در این سفر هم خدمتی داریم می کنیم، در خدمت علامه هستیم برای معالجه و هم استفاده های معنوی و همچنین علمی داشته باشیم. در بًعد علمی به نظرمان رسید مجموعه آثار دکتر شریعتی را با خودمان در سفر اروپا ببریم و آنجا این مطالب را خدمت علامه عرضه بکنیم و بعد نقد و نظر علامه در این رابطه را داشته باشیم. می فرمایند که همین کار را کردیم؛ وقتی که ما آثار شریعتی را خدمت مرحوم علامه عرضه کردیم بعد مرحوم علامه یک جمله ای فرمود، به این مظمون؛ نقل به مضمون دارم بنده عرض می کنم؛ حالا بیست و چند سال قبل است، یادداشت هم نکردم متأسفانه! فرمودند که : اساسا این تفکر؛ اساسا تفکر دکتر شریعتی با اسلام و مکتب اسلام و روح اسلام سازگاری ندارد و منافات با اساس اسلام است. این جمله ای است که مرحوم علامه ی طباطبایی ناظر بر تفکرات شریعتی بیان فرمود. کما اینکه قبل از انقلاب خاطرم می آید بزرگانی از علما در مورد دکتر شریعتی اظهار نظر کرده بودند، از جمله علامه ی طباطبایی و به قلم مبارک خودشان نوشته بودند که کتب دکتر شریعتی کتب ضاله است. علامه به عنوان یک فیلسوف، به عنوان یک متکلم، به عنوان یک فقیه، به عنوان یک مجتهد، عارف، ربانی، در اعلا درجه ی ورع و تقوی، همچین مطلبی را می فرمود. خب اگر هیچ نبود الا این اظهار نظر مرحوم علامه، ما را کافی بود در اینکه بتوانیم تشخیص بدهیم که شریعتی کیست و تفکرات او از چه سنخی است و چه جنسی و ماهیتی دارد! به اضافه اینکه دیگر بزرگان هم اظهار نظر فرمودند، خود مرحوم شهید مطهری به خاطر آن نقد عالمانه ای که به نظرات دکتر شریعتی داشت، مستقیما به خود دکتر شریعتی و آن گفت و گوها، مرحوم شهید مطهری قبل از انقلاب قربانی این نقد عالمانه و منصفانه خود شد نسبت به تفکرات دکتر شریعتی. ایشان را ترور شخصیت کردند. کما اینکه شهادت شهید مطهری هم در واقع چیزی نیست جز قربانی شدن شهید مطهری به دست مریدان دو آتشه ی دکتر شریعتی یعنی گروه فرقان.

خواهش می کنم این چیزی که عرض می کنم، یکی دو منبع عرض می کنم حتما مراجعه کنید برای ما طلبه ها لازم است اینها را خودمان مطالعه کنیم، دقت کنیم. مرحوم شهید مطهری در سال 56 قبل از پیروزی انقلاب، یک نامه ی دردمندانه ای را خطاب به حضرت امام (ره) که در نجف مشرف بودند مینویسد، در آثار شهید مطهری این نامه آمده، حالا از آثار مختلفش می توانید پیدایش کنید، از جمله مجموعه ای      

که انتشارات صدرا آنرا 10 سال پیش منتشر کرده بود به نام شیخ شهید. شما ببینید وقتی این بزرگوار، این حاصل عمر امام برای استادشان حضرت امام درد دل می کنند در محورهای مختلف ببینیم چه می فرمایند. چند محور را درد دل دارند. یکی راجع به منافقین است، یکی راجع به مسائل دیگر است از جمله ی این یکی هم دکتر شریعتی. می فرمایند؛ احتمالا دوستان خوانده باشند اما از باب اینکه بعضی ها شاید آشنا نیستند من نقل می کنم. می فرمایند که: کمترین گناه این مرد یعنی دکتر شریعتی؛ بد نام کردن روحانیت است. عزیزان همه علامه ی مجلسی را می شناسید، یک جمله دکتر شریعتی دارد که: من گاندی آتش پرست را نعوذ بالله نعوذ بالله، تاریخ است دیگر، ناچاریم بگوییم، جسارت آمیز است خیلی تعبیرش. من گاندی آتش پرست را شیعه تر از علامه ی مجلسی میدانیم!!!

و شبیه این هتاکی ها و جسارت ها به ساحت مقدس علمای ما، علامه ی مجلسی، آیت الله میلانی، بزرگان از علما مخصوصا در دوره ی صفویه و اکثر اینها در گفتار و نوشتار شریعتی کم نمی بینیم. لذا شهید مطهری میفرمایند: کمترین گناه این مرد بد نام کردن روحانیت است. بعد اضافه می فرماید، عین تعابیر است، دیگر نقل به مضمون نیست،– جمله ی شهید مطهری – و خدا می داند اگر در مأموریت خارج کشورش مرگ ایشان فرا نمی رسید؛ خدا می داند بر سر اسلام و روحانیت چه می آورد! کامل دقت کنید؛ در مأموریت خارج کشور!! آمر که بوده که شهید مطهری اینجور می فرمایند؟ مأمور دکتر شریعتی است؛ آمر که بوده؟ مأموریت چه بوده؟ بعد این آیه را گفتند: "و مکروا و مکروا الله و الله خیر الماکرین..."

حتما بخوانید اینها را. خب، شما ببینید اجمالا ماهیت دکتر شریعتی را، هم این نامه را بخوانید از شهید مطهری، یک منبع دیگر عرض کنم خدمت حضورتان، کتابی هست به نام مصباح دوستان، مصباح دوستان این قسمتی که حضرت استاد آیت الله مصباح – حفظه الله – در ارتباط با دکتر شریعتی نوشته همه اش را بخوانید این کتاب را. از جمله قسمتی که راجع به دکتر شریعتی است، مسائل خیلی تکان دهنده ای این بزرگوار و از خود علامه و دیگران مطرح فرموده اند، دقت فرمودید؟ این دکتر شریعتی با این ماهیت و با این تفکر غیر دینی و غیر اسلامی که داشته، در آن دوران چه آثاری و چه تأثیراتی روی تفکر نسل جوان جامعه ما گذاشت؟ و این آثار چه بود؟ ببینید دکتر شریعتی، دهه ی 40 از اروپا بر می گردد، ابتدا در مشهد و بعد هم در تهران تا سال 54-55 مشغول فعالیت است، سال 56 عازم اروپا می شود و در اروپا مرگش فرا میرسد. خواهش می کنم دقت کنید به این نکات؛ و روی تعابیر و جملات. آیا شعاع تأثیر دکتر شریعتی از نظر زمانی محدود به همان مخاطبینی که در دهه ی 40 و در نیمه ی اول دهه ی 50 مستمعین ایشان و مخاطبین ایشان قرار داشتند بود؟ شعاع محدود به همان هاست؟ و بعد از فوت دکتر شریعتی دیگر این آثار هر چه بود جمع و جور میشود؟ یا اینکه نه! تأثیرات تفکرات و اندیشه های دکتر شریعتی بعد از ایشان، بعد از فوتش در دهه ی دوم 50 تا پیروزی انقلاب اسلامی و پس از پیروزی انقلاب اسلامی بر روی آن کسانی که متأثر از

شریعتی بودند باقی و ماندگار است؟ آیا محدود میشود به همان نسلی که اینها متأثر بودند تا پیروزی انقلاب یعنی سال 57 – 58؟ که بعد این شاگردهایش و متعصبین از طرفدارهایش گروه فرقان را درست می کنند و شهید مطهری را و شهید مفتح و این بزرگان را شهید می کنند. یا اینکه نه، شاگردان شریعتی و متأثرین از دکتر شریعتی در ادامه ی این جریان نه تنها در دوره ی 60 متأثر و وفادار به دکتر شریعتی هستند و چه در دهه ی  70 تا امروز اینها از آن آبشخور بهره مند بودند و هستند؟ یعنی ما در اینجا و اقعا نیاز است که به  باب شناسی نسل های مختلف از یان نوع تأثیر و تأثرات بپردازیم. من فقط یک اشاره ی کوچک میکنم و بحث امروز را با اینکه مباحث ناقص می مانند خاتمه بدهیم. در دوره های مختلف شما این را بررسی کنید، جای واقعا تحلیل و بررسی هست و خط ربط ها را شما در تبارشناسی شخصیت ها ی مختلف اجتماعی، دانشگاهی، مکلی، و حتی روحانی تحقیق کنید. آخرین گلی که چنین تفکری به سر این مملکت و این ملت زده است و آخرین گلی که بوی او عرضه شد و این کشور را فرا گرفت شما ببینید چی هست؟ حالا این بو خوش بود یا بد بود شما قضاوت کنید. آیا بوی معطر و بوی خوش الهی و معنوی بود با بوی متعفن شیطانی؟ آخرین گلی از این گلستان با بوی متعفن که در این روزها و ماه های اخیر سر و کله اش بیشتر در جامعه پیدا شد، شخصیتی است، بانویی است به نام زهرا رهنورد، که افتخار ایشان این است که من شاگرد دکتر شریعتی  بوده ام. توجه می فرمایید؟ به هر جهت این مسأله ی دکتر شریعتی، آثار و تأثرات او و چه و چه... یک بحث بسیار مهمی است و هنوز گریبانگیر ماست.

یک اشاره کوچک دیگری بکنم؛ همین پریروز تا به حالا، شما روزنامه ها و سایت ها را ملاحظه شاید میفرمایید. بعضی از افرادی که یکی به نعل میزنند یکی به سندان، دو پهلو – سه پهلو حرف میزنند، حمل بر صحت اگر بخواهیم بکنیم باید بگوییم فریب خورده هستند و داد دانشجویان مسلمان ولایی و تشکل های ولایی کشور را در آوردند، که عجیب است برای من خیلی ارزشمند بود همه ی تشکل ها یک جا آمدند، بیانیه نوشتند، جمع شدند، مهر و امضا کردند و نقد کردند آن نامه ی سرگشاده ی آن آقا را به رهبری. شما تبار شناسی از شخصیت افراد را داشته باشید، ببینید این آقا در واقع از کجا شروع کرده ، به قول خودش نه ما؛ خودش افتخارش اینست که ما از دکتر شریعتی شروع کردیم. خب حالا بله، شما دانشجو بودید از دکتر شریعتی شروع کردید، اما چرا بعد پالایش نکردید خودتان را به افکار ناب شهید مطهری؟ چرا خودتان را پالایش نکردید به تفکرات ناب اسلام ناب محمدی حضرت امام؟

بلکه در آن منجلاب تفکر التقاطی ماندید که ماندید که ماندید! و آثار و علائم این تفکر اعوجاجی امروز در موضع گیری های شما است که به استقبال از بیانیه ی منافقانه ی آن آقا میروید؛ شوهر زهرا رهنورد!        لذا است که تبار شناسی شخصیت افراد صاحب نام، در جامعه ی امروز ما، آنهایی که الان هستند و در قید حیاتند، حالا آنهایی که مرحوم شدند جای خود، این هایی که در قید حیات هستند؛ مکلی ها، مسئولان، مدیران، وزیران، حتی وکلاء مجلس در دوره های مختلف. در دوره ی هشت ساله ی نخست وزیری دوران حضرت امام، هشت ساله ی دوران سازندگی، هشت ساله ی دوران اصلاحات، تبار شناسی شخصیت این افراد صاحب نام و مسئول و صاحب عنوان و مشهور، یک مسأله ی جدی است، مسأله ی ضروری است. حالا من در این فرصت کوتاه دو نمونه اش را عرض کردم. ببینید کدامیک از این آقایان، واقعا از آن اسلام ناب، تفکرات اسلام ناب برخوردار بوده است و هست؟ کدام نیستند؟ کدام در واقع شذوذاتی از تفکرات اعوجاجی و التقاطی داشته و دارند؟ خب این برای چیست؟ این برای اینست که ، آقا! این جنگ نرمی که امروز در نقطه مقابل نظام مقدس الهی ما قرار گرفته است، سنخ این جنگ و ماهیت این جنگ، ریشه در این نوع تفکرات دارد، تفکرات علوم انسانی غیر اسلامی! و این تفکر غیر اسلامی در حوزه علوم انسانی، ریشه در سال 57- 58 جریان انقلاب فرهنگی و کیهان فرهنگی و دکتر سروش و آن هم باز عقبه ای دارد. چه کسانی آمدند و شاگردی دکتر سروش را کردند در این مرحله؟ چه کسانی آمدند هرماهی با دکتر سروش کردند؟ مگر غیر از متأثرین از شریعتی و شاگردان شریعتی؟ چه کسانی در مسند اجرا بودند از سال 58 و به این طرف و متوجه تفکرات دکتر سروش شدند؟ اما بیت المال این مملکت را در اختیار این آقا و من تبع او گذاشتند تا اینجور به تربیت تئورسین و نظریه پرداز بپردازند، و بعد امروز توپخانه ی جنگ نرم را، پرقوت بر سر این مملکت، از طریق رسانه ها، روزنامه ها، و ماهواره ها و چه و چه و چه بریزند. لذا نمیشود در این رابطه از عقبه ای که جریان حسینیه ی ارشاد با محوریت دکتر شریعتی قبل از پیروزی انقلاب شکل داده بود، غافل بود و غمض عین کرد.

بارالها، پروردگارا، به خواص ما بصیرت بیش از پیش عنایت بفرما! به بصیران ما تقوی و ورع و ایمان بیش از پیش عنایت بفرما! قلب مبارک امام عصر(عج) از ما راضی و خشنود بفرما! در فرجش تعجیل بفرما! نائب بر حق او، این رهبر حکیم و بصیر و فرزانه تا ظهور آن بزرگوار، عزت و شوکت و طول عمر کرم فرما! حوزه های علمیه ما را بصیر و بصیرتر بگردان! توفیق رهروی راه علماء ربانی، علامه ی طباطبایی، شهید مطهری به ما کرم فرما! روح امام راحل عالیست متعالی بگردان! وصلی الله علی محمد و آل محمد.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/10/25ساعت 10:0  توسط جمعی از طلاب  | 

شهید مسعود علیمحمدی

+ نوشته شده در  جمعه 1388/10/25ساعت 9:7  توسط جمعی از طلاب  | 

خبر داخلی

جلسات تحلیلی جنگ نرم و عقبه های فکری سردمداران فتنه ی براندازی؛ هر روز بعد از نماز ظهر در مسجد اعظم اهواز  توسط حجت الاسلام و المسلمین حاج آقای زکی پور، استاد حوزه علمیه و مدیر مدرسه دارالعلم آیت الله بهبهانی برگزار می شود.


به زودی متن کامل جلسات سخنرانی حاج آقای زکی پور در همین نشریه
+ نوشته شده در  جمعه 1388/10/18ساعت 16:22  توسط جمعی از طلاب  | 

مرموز ترین فرد انتخابات دهم

پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم،شایعات فراوانی مبنی بر حضور برخی افراد سرشناس سیاسی برای کاندیدا شدن منتشر می شد،اما کسانی که حضورشان در این انتخابات قطعی شد چهار نفر بودند که همگی آنان را می شناسیم.

محمود احمدی نژاد طبق اصل نانوشته ای مبنی بر نامزدی دوباره روسای جمهور وقت، دوباره نامزد شده بود تا رئیس جمهور شود.از سویی دیگر دارودسته اصلاح طلبان که از حمایت گسترده رفسنجانی برخودار بودند پس از کش و قوس های فراوان و جابه جا کردن برخی افراد نظر محمد خاتمی،سرانجام میرحسین موسوی را معرفی کردند.درواقع موسوی نماینده هاشمی رفسنجانی و دارودسته وی بود که برای مبارزه با احمدی نژاد و کنار زدن وی آمده بود.در واقع احمدی نژاد در طول چهار سال پا روی دم دارودسته رفسنجانی گذاشته بود و او نمی خواست احمدی نژاد دوباره رئیس جمهور شود زیرا در غیر این صورت حیات سیاسی دارودسته اش به خطر می افتاد.مهدی کروبی نیز که در دوره پیش با وعده ۵۰ هزار تومانی اش نتوانسته بود رئیس جمهور شود این بار نیز آمد اما بدون وعده ۵۰ هزار تومانی اش.عشق به قدرت و منافعش طوری چشمان وی را کور کرده بود که حاضر بود دوباره شانس خود را آزمایش کند.در واقع وی نماینده اصلاح طلبان نبود بلکه آنان برای این که دلش را نشکنند از حضور او جلوگیری نکردند.حضور دو اصلاح طلب در برابر احمدی نژاد اصول گرا سبب شد تا عناصر پشت پرده فکری کنند تا این امر منجر به وجود آمدن توطئه علیه احمدی نژاد نشود از این رو یک اصول گرا را وارد صحنه کردند تا این شائبه کم رنگ شود.این اصول گرا کسی نبود جز محسن رضایی فرمانده پیشین سپاه پاسداران.(اصول گرا تر از این پیدا نمی شود!)

محسن رضایی می دانست که شانسی برای پیروزی ندارد اما رابطه خوبش با رفسنجانی باعث شد تا به پیشنهاد عناصر پشت پرده جواب رد ندهد.آقایان موسوی،کروبی و رضایی هر کدام پیش از انتخابات درباره آن به طور جداگانه با رفسنجانی دیدارهایی داشتند.از این میان تنها کسی که دیداری با رفسنجانی نداشت احمدی نژاد بود.در واقع سخنان احمدی نژاد در یکی از مناظره های انتخاباتی اش به این نکته اشاره کرده بود که این سه نامزد در واقع یکی هستند که از سوی برخی افراد پشتیبانی می شدند.در مناظره های انتخاباتی آقای رضایی با آقایان موسوی و کروبی به تنها چیزی که این دو توجه نمی کردند رضایی بود به طوریکه از این مناظره ها در جهت تخریب احمدی نژاد استفاده می کردند.

هزینه نکردن مبالغ هنگفت برای تبلیغات توسط آقای رضایی و کم بودن تراکت های تبلیغاتی که برخلاف آقایان موسوی و کروبی نمونه های دیگری بود که نشان می داد وی برنامه از پیش طراحی شده برای انتخابات نداشته است.مطرح کردن برخی برنامه های پراکنده و ناکارآمد مانند فدرال کردن ایران نمونه دیگری است که نشان می دهد حتی برنامه مدونی نیز نداشته است.

معمار اقتصاد نوین ایران پس از انتخابات نیز به برنامه از پیش طراحی شده عمل کرد و مدعی شد ۳.۵ تا ۷.۵ میلیون رای می آورده است!درحالیکه در نظر سنجی ها حتی وی پس از کروبی قرار داشته بود.طرح ادعای وی مبنی بر تقلب از پیش برنامه ریزی شده بود به گونه ای که مردم تصور کنند رضایی که از بزرگان نظام و نزدیک به رهبری است حتما در ادعایش مبنی بر تقلب صادق است.پس از بازشماری برخی صندوق ها رضایی انصراف خود را از پیگیری شکایتش اعلام کرد.نماسیدن چیزی به نفع رضایی در این بازشماری سبب شده بود تا وی انصراف دهد و این درحالی بود که وی با گرفتن ژست قانون مداری دلیل انصرافش را وضعیت حساس کشور در آن برهه اعلام کرده بود.

پس از خاتمه یافتن جریان های پس از انتخابات وی در مراسم تنفیذ حکم احمدی نژاد شرکت کرد.او دلیل شرکتش در این مراسم را احترام به رهبری عنوان کرده بود.اما آیا او نمی دانست که رهبری نتایج انتخابات را تایید کرده و هرگونه تقلب در آن را منکر شده بود؟آیا احترام به رهبری این گونه است؟آیا پیوستن کسی که سالیان دراز در جبهه های جنگ در خدمت ایران و انقلاب بوده به جریانی که هدفش نابودی ایران و انقلاب بود،درست است؟آیا....

اما این روزها رضایی با مطرح کردن طرح های گوناگون درباره کمسیون انتخابات و تفسیرهای گوناگون از وقایع کشور سعی دارد موقعیت خود را در فضای سیاسی کشور بهبود بخشد.مطرح کردن این گونه طرح ها مانند کمیسیون انتخابات در حالی بیان می شود که کشوری مانند افغانستان با وجود اجرا کردن این طرح هنوز از سوی کشورهای غربی متهم به تقلب می شود.رضایی که در پیش گویی های خود همواره درست گفته است!ـمانند حمله آمریکا به ایران در سال ۸۶- بهتر است به جای پیش گویی،طرح دادن و نامزدی برای انتخابات در کنار آقای رفسنجانی به دبیری مجمع تشخیص مصلحت نظام بپردازد و گذشته  تقریبا پرافتخار خود را  خراب ننماید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/10/14ساعت 10:50  توسط جمعی از طلاب  |